تبليغاتX
سوته دلان
 
فقط برای نسل جوان
 
 


در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود،

 

 پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و

 

پشت ميزى نشست.

 

 خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.

 

- پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟

 

- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

 

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد،

 

 تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد:

 

- بستنى خالى چند است؟

 

خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى

 

بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند،

 

 با بی‌حوصلگى گفت:

 

 - ٣٥ سنت

 

- پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت:

 

- براى من يک بستنى بياوريد.

 

خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت

 

 و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و

 

پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار

 

براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در

 

 کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.

 

يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد

 

 امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند،

 

اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

 

همه تن چشم شدم خیره به دنیال تو گشتم

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

 

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

 

در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

 

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

 

من همه محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف شب آرام بخت خندان

 

خوشه ماه فرو ریخته در آب

 

شاخه ها دست براورده به مهتاب

 

شب و صحرا وگل و سنگ

 

همه دل داده به آواز شب آهنگ

 

یادم آمد تو به من گفتی

 

از این عشق حذر کن لحظه ایی چند بر این آب نظر کن

 

آب آیینه گذران است

 

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 

باش که فردا نگاهت با دگران است

 

تا فراموش کنی چندی از این  شهر سفر کن

 

 حذر از عشق ندارم

 

به تو گفتم سفر از پیش تو هرگز نتوانم

 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 

آدمک آخر دنیاست بخند


آدمک مرگ همین جاست بخند


دست خطی که تو را عاشق کرد ٬


شوخی کاغذی ماست بخند


آدمک خر نشوی گریه کنی ٬


کل دنیا سراب است بخند


آن خدایی که بزرگش خواندی ٬


به خدا مثل تو تنهاست بخند...


آدمک همش فریب است بخند


فریبی بی آب و رنگ است بخند


گم نشوی میان این همه فریب


آخر خود توام یک فریبی بخند ...

 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 
l
 
 
 |    نوشته شده توسط امپراتور
 
 
 

pictofxt

Silent Music Template

Free Site Templates Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب